تبليغاتX
تنهایی
یه پنجره یه کوچه یه انتظار
عشقمو پس میگیرم غصه هامو پس میگیرم

از روزای با تو بودن گریه هامو پس میگیرم

تو واسم هیچی نزاشتی میدونم دوسم نداشتی

هر چی تو زندگیت بود پای دشمنات گذاشتی

شعرای عاشقونه قصه های شبونه هر چی که

گفته بودم گفته هامو پس میگیرم

دیگه آرزوم تو نیستی نمیخام با تو باشم 

میرم واسه همیشه از دست تو رها شم

تو واسم هیچی نزاشتی کاشکی من و دوست میداشتی 

هر چی تو زندگیت بود پای دشمنات گذاشتی

اون همه دعات میکردم روزو شب صدات میکردم

ولی حالا از ته دل من دعامو پس میگیرم...




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 15:46  توسط رنگین کمان  | 

نپرسیدم چرا رفتی فقط گفتم بری کی برمیگردی ولی رفتیو دیگه بر نگشتی

نترسیدم تو تنهایی فقط ترسیدم از این که نیاییی دیگه شد باورم که بیوفایی

بگو تنها گذاشتی چرا بگو دوسم نداشتی چرا دلم را شکستی بی صدا

بگو دوسم نداشتی چرا دوست دارم بخدا

تنهام نزار اشکامو ببین تنهام نزار بیا پیشم بشین من بی تو میمیرم

بگو دستاتو میگیرم دوست دارم فقط همین

تنهام نزار اشکامو ببین تنهام نزار دیگه تو بعد از این

من بی تو میمیرم بگو دستاتو میگیرم دوست دارم فقط همین

نپرسیدم چرا رفتی فقط ترسیدم از این که نیایی

دیگه شد باورم که بی وفایی

دلم را شکستی بی صدا بگو دوسم نداشتی چرا

دوست دارم بخدا دوست دارم بخدا...



+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 18:56  توسط رنگین کمان  | 

حال من دست خودم نیست دیگه آروم نمیگیرم

دلم از کسی گرفته که میخام براش بمیرم

باز سرنوشتو انتهای آشنایی باز لحظه های غم انگیز جدایی

باز لحظه های ناگزیر دل بریدن بازم آخره راهو حس تلخ نرسیدن

پای دنیای تو موندن مثل عاشقای آدم تو منو ببخشی آخر

تا دلت بسوزه کم کم مثل آینه روبه رومه حس با تو بودن من

دارم از دست تو میرم عاشقی کن منو نشکن

باز سرنوشتو انتهای آشنایی                        باز لحظه های غم انگیز جدایی


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 14:45  توسط رنگین کمان  | 

قراره تنهای ما روز جدایی فردا بود خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردها بود

فردا قرار بود من تو از همدیگه جدا بشیم فردا قرار بود همدم گریه بی صدا بشیم

از تو چه پنهون گل من من خیلی وقته بی تو ام دیروز فردا نداره برام چه سخته بی تو ام

یادش بخیر قلب تو بود برای من سنگ صبور میخاستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور

حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبر بده

چه جوری باور بکنم رقیب من نازت کنه شبها کنارت بخوابه از خواب بیدارت کنه

یادته که زیر بارون تو دعا کردی بمیرم منم قول دادم که دیگه عکستو بقل نگیرم

تو دعات گرفتو مردم اما عاشقم هنوزم با همون یه قاب عکست میگذرونم شب و روزم

لحظه های آخر تو میره از یادم به سختی بدرقه ات اومدم اما دست تکون ندادی رفتی

یه دل خوشی دارم هنوز حالا که دارم میمیرم هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم میبینم

نگاه به چشم خیس من به عشق پاکم نکنین رفیق من رفته سفر چند روزی خاکم نکنین

شاید خوشش نیاد که من تو خاک خون پیرهنم مردم چرا اون نمیاد با گل سرخ به دیدنم

توقع داشتم میمیرم حد اقل نگاه کنه حتی نیامد لحظه ای با جسم من وداع کنه ...



+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 7:38  توسط رنگین کمان  | 

دیدنت بی تابم کرد           رفتنت ویرانم کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 18:37  توسط رنگین کمان  | 

بیچاره من که بعد تو آواره میشم

باورم نمیشه که رفتی از پیشم

روزا میگذشتن اما به سختی

اومدم به دیدنت اما تو رفتی

چاره درد من مرگم رسیده

اینجا حتا قبله ام صبرم نمیده

اومدم نزارم عشقت رو ببازی

اما این رسمش نبود مهمان نوازی

میمیمرم اگه از تو نشونی نمونه عزیزم

میسوزم تو نیایی چشامو من به در میدوزم

میمیرم نگو رفتن من واست فرقی نداره

من میرم اما گریه نکن دیگه فایده نداره

میرم میرم بدون وداع

میرم میرم به خاطره ها

میرم میرم میرم خداحافظ 

بیچاره ام خسته ام چشم انتظارم

توی این پس کوچه ها تنها نزارم

نیستی از تاریکی شبها میترسم

بی وفا دارم توی سرما میلرزم

میترسم از غصه ها دووم نیارم

آخه هیچ نشونه ایی از تو ندارم

آروم آروم دارم از غصه میمیرم

تو بگو نشونه تو از کی بگیرم

میمیرم اگه از نشونی نمونه عزیزم

تموم زندگیم اینه من و بغض و درو دیوار

                                                         چی مونده از سر خسته ام که میخواد بشینه این بار

                                             میرم خداحافظ



+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 19:13  توسط رنگین کمان  | 

گرمی دستاتو دادم به تن سرد زمستون نفسهات برفا رو آب کرد دنیا شد گرم تابستون

رو تن مخملی شب عکس چشاتو نشوندم رنگ از رخصاره ماه از ستاره ها پروندم

از کدوم شهر و دیاری از کدوم ایل و تباری از کدوم ریشه و اصلی از کدوم هوا و فصلی

ماه با حسادت از من از تو و رنگ تو پرسید رفت و گم شد لای ابرها میدونم از تو ترسید

وقتی اسم تو رو بردم توی هر قصه و ترانه از تو قصه ها پریدن پریا به صد بهانه

از کدوم فصلی کدوم فصل

از کدوم زمین کدوم خاک...



+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:58  توسط رنگین کمان  | 

من میخوام فقط مال خودم باشی 

                                            لحظه مرگ و تولدم باشی

من میخام دست تو رو یاس کنم

                                      من میخام گرمی تو احساس کنم

من میخام یاد تو رو ناز کنم

                                 تو با من باشی و پرواز کنم

من میخام اسمت و تکثیر کنم

                                    خودمو از عشق تو سیر کنم

من میخام فعل تو رو صرف کنم

                                    موهامو برات مثل برف کنم

من میخام فقط مال خودم

                               لحظه مرگ و تولدم باشی

من میخام هواتو بارونی کنم

                                تو چشام چشاتو زندونی کنم

من میخام به جای تو درد کنم

                                     با غمت زندگیمو زرد کنم

دیگه مجنون و میخام شونه کنم

                                       میخام آخر تو رو دیوونه کنم

من میخام جدایی رو سخت کنم

                                     آرزومه آرزومه آرزومه تو رو خوشبخت کنم

من میخام با تو به دریا برسم

                                  من میخام دردو فراموش کنم

من میخام هر چی بگی گوش کنم

                                        با تو میخام هوس ماه کنم

همه رو از عشقت آگاه کنم

                                      من میخام بگم با یک شعر بد

نمیشه رد چشای تو رو زد

من میخام فقط مال خودم باشی

                                      لحظه مرگ و تولدم باشی ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:48  توسط رنگین کمان  | 

عشق اول مهربونم سرتو بزار شونم

عشق اول مهربونم چتر موهات سایه بونم

عشق اول نازنینم دستتو بزار تو دستام

عشق اول بهترینم بوی تو داره نفسهام

عشق اول عشق آخر اگه امشب در کنارم

تو رو دارم پس چرا چشم انتظارم

عشق اول عشق آخر نکنه خوابم دوباره

نکنه تنهام بزاری بشه قلبم پاره پاره

نکنه هنوز نگفتم که چقدر عاشقت هستم

نکنه هر گز ندونی که تو رو من میپرستم

نکنه هرگز ندونم راز اون ناز نگاتو نکنه هرگز نخونم

شعر غمگین چشاتو اگه من حتی ندونم اسمتو ای مهربونم

اگه تو حتی تو ندونی از منم نام و نشونی

عشق اول مهربونم سرتو بزار رو شونم .....

                                                       عشق اول ...عشق آخر



+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 16:37  توسط رنگین کمان  | 

 از يک عاشق شکست خورده پرسيدم:

 بزرگ ترين اشتباه؟ گفت عاشق شدن

گفتم بزرگ ترين شکست؟ گفت شکست عشق

گفتم بزرگترين درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترين غصه؟ گفت يک روز چشم هاي معشوق رو نديدن

گفتم بزرگترين ماتم؟ گفت در عزاي معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترين عشق؟ گفت شيرين و فرهاد

گفتم زيبا ترين لحظه؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترين رويا؟ گفت به معشوق رسيدن

پرسيدم بزرگترين ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهي سرد گفت: ( مرگ)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 19:18  توسط رنگین کمان  | 

قبل رفتن مثل اشکات از چشات افتادم انگار

اما طاقت نیاوردی واسه خدانگهدار

ناچارم منم مثل تو انگار این قسمت نمیخاد

این و قول بده عزیزم من وهرگز نبر از یاد

دست تو از دستم آروم قبل رفتن جدا کردی

اینو باورم نمیشه که قراره برنگردی

دور شدی از من گذشتی بی خداحافظ و ساده

اشکای من روی گونه ام می باریدن بی اراده




+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 12:34  توسط رنگین کمان  | 

دیروز بهترین روز زندگیم بود خیلی سوالهایی که بی جواب مانده بود وگرفتم ولی من خیلی اشتباه کردم دیشب تا صبح گریه کردم .12/5/88


+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:0  توسط رنگین کمان  | 

آغوشت و به غیر من به روی هیچکی وا نکن

منو از این دلخوشی ها آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودنه کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم

منو تو آغوشت بگیر آغوشت مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربونه تو منو به آتیش میکشه

نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه

فقط تو آغوش خودم دغدغه ها تو جا بزار

به پای عشق من بمون هیچ کس جای من نیار

مهر لباتورو تن و روی لب کسی نزن فقط به من

بوسه بزن به روح و جسم تن من ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:3  توسط رنگین کمان  | 

دوباره خوابشو ديدم من لعنتي دوباره

من هنوز عاشقم اي واي با يه قلب تيكه پاره

چقدر خواب مي بيني اي واي ديگه بسه

بيا از عاشقي برگرد ديگه بسه

اون تو رو فراموشت كرد ديگه بسته


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 20:10  توسط رنگین کمان  | 

يه روزي مياد كه تو منوتنها بزاري 

پا ميزاري رو دلم

يه روزي اون روزي كه يا منو جا ميزاري

يا ميگي بايد برم

آخ عزيزم عزيزم عزيزم آخ عزيزم عزيزم عزيزم

ضربان قلب من با صداي قلب تو ميزنه

ضربان قلب تو ضربان قلب منه

آخ عزيزم عزيزم عزيزم

يه روزي مياد كه من كه منو آب مي بره

تو رو هم خواب ميبره ميدونم اون روزي كه منو دريا ميبره تو رو رويا مي بره

آخ عزيزم عزيزم عزيزم 

ضربان قلب من باصداي قلب تو ميزنه

ضربان قلب تو ضربان قلب منه

آخ عزيزم عزيزم عزيزم

ضربان قلب من ......


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 20:5  توسط رنگین کمان  | 

اي واي دلم دلم دل          اي واي گلم گلم گلم

ببين كه گر گرفتنت ببين گل انداخته تنم

تو لحظه رسيدنت جون مني روي لبم

دلم كه دو رو برته نگاه من پر پرته

اين همه پر پر ميزنم نميدونم باورته اين كه چقدر دوست دارم

اي واي دلم دلم دلم      اي واي گلم گلم گلم

دلم همش به نام تو ميدوني چقدر ميخامتو تو ميتوني فقط

بهم بگي دوستت دارم منم بگم دوست دارم دوست دارم دوست دارم




+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 19:52  توسط رنگین کمان  | 

ميدونم چشماي رنگي ندارم صورت خيلي قشنگي ندارم

ميدونم كوچيك خونم ميدونم خيلي بي نامو نشونم ميدونم

ميدونم ساده است لباسم عزيزم واسه تو يه ناشناسم عزيزم

صداي خوبي ندارم ميدونم براي عشق تو اما ميخونم


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 19:41  توسط رنگین کمان  | 

ديگه زندگيم داره ته ميكشه از دلم پياده شو آخرشه

نه بمون شايد بازم جون بگيرم نه برو ميخام كه راحت بميرم

نه بشين كه سر رو شونه ات بزارم نه پاشو كه ديگه دوستت ندارم

نه نه نه بيا بيا و دستامو بگير عشق من بيا تو هم با من بمير

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 19:39  توسط رنگین کمان  | 

رای من کجاست ؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 21:28  توسط رنگین کمان  | 

یک یا حسین تا میرحسین 

به امید پیروزی برای تمام عزیزانم که طرفدا رموسوی هستند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 12:30  توسط رنگین کمان  | 

آرزومه که یه لحظه روبروی من بایستی

آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی

تو خیال کن آدمهای توی دنیا توی شهره

توی شهربی تو اما دل من با همه قهره

توی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفته

هر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته

شم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزه

دارم از نفس میفتم مثل گیاه هرزه

آرزومه که یه لحظه رو بروی من بایستی

آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستی...

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 17:35  توسط رنگین کمان  | 

دست از سر ما بردار کنارتو نمیمونم

یه روز میگفتم عاشقم اما دیگه نمیتونم

تقصیر هیچ کس دیگه نیست قصه ما تموم شده

حیف همه خاطره هام به پای کی حروم شده

دروغ میگفتی که برم از بیکسی دق میکنی

اشکاتو باور ندارم بی خودی هق هق میکنی

یادم میفته لحظه ای که دست تو رو شد برام

قسم میخوردی پیش من که جز تو عشقی نمیخام

دست خودم که دیگه هیچ کس و باور ندارم

این چیزا تقصیر توهه تلافی شو در میارم

دروغ میگفتی که برم از بی کسی دق میکنم

اشکاتو باور ندارم بی خودی هق هق میکنی ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:45  توسط رنگین کمان  | 

زندگی چیست ؟اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟اگر گریه است چرا می خندیدم ؟اگر مرگ است چرا زندگی میکنیم ؟اگر زندگی است چرا میمیریم ؟اگر عشق است چرا به آن نمیرسیم ؟ و اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟ چرا ....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:35  توسط رنگین کمان  | 

اي عشق من تنهام نزار تو كه ميدوني چه بي رحم جدايي

غم دنيا تو چشامه تو كجا و اون روزاي آشنايي باورم نيست

خوابم انگار وقت رفتن بي تو اين دنيا جاي عاشق شدن نيست

گفتم از من باوفاتر گفتي ميدونم ولي دل عاشقت نيست

گفتم از تو يادگاري گفتي افسوس عشق تو شقايقت نيست

داد از اين دل داد از اين دل نميتونم بپزيرم جرم اين دل مثل يادش

درمون من نيست داغ اين عشق تا قيامت مثل يادش درمون من نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:28  توسط رنگین کمان  | 

پیشی نه

پیشونی نه

پیشبینی نه

پیشکش نه

پیشامد نه

پیشنهاد نه

پیش دستی نه

آها...

پیش پیش

ولنتاین مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 21:51  توسط رنگین کمان  | 

امیدوارم که بده من خوشی نببینی

امیدوارم که هر چی کردی به سرت بیاد یه روزی

خیر از عاشقی ندیدم ای خدا خوشی ندیدیم

یه ندا از ته دنیا رسیده باید بمیرم که دیگه عاشق

نباشم دیگه دلداه نباشم نباشم تا که یک روز مث حالا

آواره باشم .مرگ من شده یک چاره واسه این دل بیچاره

اونی که واسش می مردم دل و کرده پاره پاره

دروغی که تو بستی دلمو آسون شکستی با خودم

گفتم که ای وای بخدا چقدر تو پستی

این چه دردی بود خداجون دلو کرده درب و داغون

با غم نبودنش دل همیشه بشه پر از خون

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 19:51  توسط رنگین کمان  | 

می دونی ؟

•یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشنتو باشی منم باشم

•کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفید..تو منو بغل کردی که نترسمکه سردم نشه نلرزم

•می دونی ؟

•تو منو بغل کردی طوری که تکیه دادی به دیوارپاهاتم دراز کردی...منم اومدم نشستم جلوت

•بهت تکیه دادمدو تا دستاتو دور من حلقه کردی بهت میگم چشماتو می بندی؟...می گی : آره و چشماتو می بندی .بهت می گم : قصه می گی تو گوشم ؟می گی : آره

•و شروع می کنی به قصه گفتن تو گوشمآروم آروم.......قصه می گی

• یک عالمه قصه بلندو طولانی که هیچ وقت تموم نمی شه

• می دونی ؟

•می خوام رگ بزنم رگ خودمومچ دست چپمو...یه حرکت سریع.. یه ضربه عمیق بلدی که ؟نه وای !!! تو که نمی بینیو نمی دونی که می خوام رگمو بزن

•تو چشماتو بستی نمی بینی .....

• من تیغ و از جیبم در میارم.... نمی بینی که سریع می برم

•نمی بینی که خون فواره می کنه... روی سنگای سفید

•نمی بینی که دستم می سوزهو لبم و گاز می گیرم که نگم آآخ که تو چشماتو باز نکنی و منو نبینی 

•تو داری قصه می گی ...

•من شلوارک پامه دستمو می زارم رو زانوم

•من دارم دستمو نگاه میکنم  دست چپمو.....خون ازش میاد

• خون از روی زانوهام می ریزه کف سنگهامسیرش قشنگه.....

•حیف که چشمات بسته است

•نمی بینی .....

•تو بغلم کردی می بینی که سردم شده و محکمتر بغلم می کنی که گرم بشم

•می بینی که نا منظم نفس می کشم وتو دلت می گی آخی............نفسش گرفت.. می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سردتر می شم ...می بینی که دیگه نفس نمی کشمچشماتو باز می کنی و می بینی من مردم ..

•می دونی ؟ می ترسیدم خودمو بکشم

• از سرد شدن... از تنهایی مردن... از خون دیدن

• ولی وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم

•مردن خوب بود

• آرومه آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 16:51  توسط رنگین کمان  | 

دل هيچكس نميسوزد براي حال غمناكم مگر سوزد همان شمعي كه ميسوزد سر خاكم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:15  توسط رنگین کمان  | 

کاش میشد اشک را تمدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد

کاش میشد میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:12  توسط رنگین کمان  | 

مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 18:55  توسط رنگین کمان  |